نوشته شده توسط : حیدری 99

نوروز از دیدگاه احادیث

نوروز ، آن روزی است که خداوند به دعای یکی از پیامبرانش بر مردم ، بارانِ رحمتش را فرو فرستاد و چون آب به عنوان مظهرِ صفا و پاکی شمرده می شده است ، از زمان قدیم ، مرسوم بوده که در نوروز به یکدیگر آب می پاشیدند (جشن آبریزان) و این رسم ، هنوز هم در برخی از نواحی ایران ، معمول و متداوّل است و این کار را شُگون می گیرند .

مُعلاّ پسر خُنَیس می گوید : در نوروز ، به محضر امام صادق (ع) رسیدم . ایشان به من فرمودند : «آیا این روز را می شناسی؟» . گفتم : فدایتان شوم! ایرانیان ، این روز را بزرگ می شمارند و در این روز ، برایِ یکدیگر هدیه می برند . حضرت فرمود : «به خانه خدا در مکّه سوگند ، مبارکیِ این روز ، به خاطر چند واقعه قدیمی است که آن را برایت شرح می کنم . ای مُعَلاّ! روز نوروز ، روزی است که خداوند از بندگان خود بر عبادتش عهد و میثاق گرفت و این روز ، اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادها به وزش درآمدند و کشتی حضرت نوح ، بر کوه جودی (آرارات) قرار گرفت . در این روز ، جبرئیل (ع) بر پیامبر خدا نازل شد . در این روز ، پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین را بر دوش خود سوار کرد تا بُت های قریش را از روی خانه کعبه به زیر انداخت و در هم شکست و در همین روز در غدیر خُم ، او را به جانشینی خود برگزید و برایش بیعت گرفت ... و این روز ، همان روزی است که قائم ما در آن ، ظهور خواهد کرد و در همین روز ، قائم ما بر دجّال ، پیروز خواهد گشت و او را در زباله دان کوفه به دار خواهد کشید و هیچ روز نورزی نیست ، مگر آن که ما ، در آن ، انتظار فرج داریم . این روز ، از ایّام ماست و از روزهای شیعیان ما به شمار می آید که ایرانیان ، آن را حفظ کردند و شما عرب ها آن را ضایع ساختید» .

همچنین از امام صادق (ع) روایت شده که : «هرگاه نوروز شد ، غسل کن و پاکیزه ترین لباس های خود را بپوش و با بهترین عطرهایت خود را خوشبو نما و در این روز ، روزه دار باش»

 



:: برچسب‌ها: نوروز, احادیث, امام صادق, ع, ایرانیان
تاريخ انتشار : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

فرصت طلايى

امام صادق عليه السلام شيخ الائمه است،از همه ائمه ديگر عمر بيشترى نصيب ايشان شد، شصت و پنج‏ساله بود كه از دنيا رحلت فرمود.عمر نسبتا طويل آن حضرت و فتورى كه در دستگاه خلافت رخ داد كه امويان و عباسيان سر گرم زد و خورد با يكديگر بودند فرصتى طلايى براى امام به وجود آورد كه بساط افاضه و تعليم را بگستراند و به تعليم و تربيت و تاسيس حوزه علمى عظيمى بپردازد، جمله‏«قال الصادق‏»شعار علم حديث گردد، و به نشر و پخش حقايق اسلام موفق گردد.از آن زمان تا زمان ما هر كس از علما و دانشمندان اعم از شيعى مذهب و غيره كه نام آن حضرت را در كتب و آثار خود ذكر كرده ‏اند با ذكر حوزه و مدرسه‏اى كه آن حضرت تاسيس كرد و شاگردان زيادى كه تربيت كرد و رونقى كه به بازار علم و فرهنگ اسلامى داد توام ذكر كرده ‏اند، همان طورى كه همه به مقام تقوا و معنويت و عبادت آن حضرت نيز اعتراف كرده ‏اند.

شيخ مفيد از علماى شيعه مى‏ گويد آنقدر آثار علمى از آن حضرت نقل شده كه در همه بلاد منتشر شده. از هيچ كدام از علماى اهل بيت آنقدر كه از آن حضرت نقل شد، نقل نشده. اصحاب حديث نام كسانى را كه در خدمت آن حضرت شاگردى كرده‏اند و از خرمن وجودش خوشه گرفته‏اند ضبط كرده‏اند، چهار هزار نفر بوده‏اند و در ميان اينها از همه طبقات و صاحبان عقايد و آراء و افكار گوناگون بوده ‏اند.

محمد بن عبد الكريم شهرستانى، از علماى بزرگ اهل تسنن و صاحب كتاب معروف الملل و النحل، درباره آن حضرت مى ‏گويد: «هو ذو علم غزير،و ادب كامل فى الحكمة،و زهد فى الدنيا،و ورع عن الشهوات.» يعنى او، هم داراى علم و حكمت فراوان و هم داراى زهد و ورع و تقواى كامل بود، بعد مى‏گويد مدتها در مدينه بود، شاگردان و شيعيان خود را تعليم مى‏ كرد، و مدتى هم در عراق اقامت كرد و در همه عمر متعرض جاه و مقام و رياست نشد و سر گرم تعليم و تربيت‏بود. در آخر كلامش در بيان علت اينكه امام صادق توجهى به جاه و مقام و رياست نداشت اين طور مى‏گويد: «من غرق فى بحر المعرفة لم يقع فى شط،و من تعلى الى ذروة الحقيقة لم يخف من حط.» يعنى آن كه در درياى معارف غوطه‏ور است‏ به خشكى ساحل تن در نمى ‏دهد، و كسى كه به قله اعلاى حقيقت رسيده نگران پستى و انحطاط نيست.

كلماتى كه بزرگان اسلامى از هر فرقه و مذهب در تجليل مقام امام صادق صلوات الله عليه گفته ‏اند زياد است، منظورم نقل آنها نيست، منظورم اشاره‏اى بود به اينكه هر كس امام صادق عليه السلام را مى‏شناسد آن حضرت را با حوزه و مدرسه‏اى عظيم و پر نفع و ثمر كه آثارش هنوز باقى و زنده است مى‏ شناسد. حوزه ‏هاى علميه امروز شيعه امتداد حوزه آن روز آن حضرت است.

 



:: برچسب‌ها: فرصت طلایی, امام صادق, ع, شیخ الائمه, تعلیم وتربیت
تاريخ انتشار : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

ابن سیرین می گوید بعد از امیرالمومنین که در کوفه جو خفقان حاکم بود، شش نفر «فقیه» بودند که مردم از آن

ها استفاده می کردند و نور می بخشیدند و اگر نه اولی، دومین آن ها حارث بوده است. حتی بعضی ازعلمای

رجال مثل ابن داود می گوید «انه کان افقه الناس»، از همه دین شناس تر بوده است.

حارث همدانی یک روز به دیدار حضرت امیر می‎رود. حضرت به او می‎فرماید: «ما جائک»؟ «چه چیز تو را به اینجا کشاند؟»

می‎گوید: «حبّی لک یا امیرالمؤمنین»؛ «علاقه و محبتم به تو ای امیرالمؤمنین».

حضرت به او می‎فرماید: «یا حارث اتحبّنی؟»؛ «ای حارث آیا مرا دوست داری؟» بحث شیعه نیست ها! محبت است! جواب می‎دهد: «والله یا امیرالمومنین»، آری.

پس حضرت به او می‎فرماید: «اما لو بلغت نفسک الحلقوم رایتنی حیث تحب...»؛ پس بدان، موقعی که

جانت به حلقوم رسید مرا به‎گونه‎ای که خوشایندت باشد می‎بینی؛

« ولو رایتنی وانا اذودالرجال عن الحوض ذود غریبه الابل لرایتنی حیث تحب، ولو رایتنی وانا مار علی الصراط بلوا

الحمد بین یدی رسول الله لرایتنی حیث تحب»؛ سر کوثر که همه هستند من می آیم و تو را می بینم و جای

سوم هم در پل صراط است که لوای حمد دست من است و می آیم و تو را می بینم.

 



:: برچسب‌ها: ابن سیرین, حارث همدانی, حدیث, عقاید, فقیه
تاريخ انتشار : چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

زینب، شاگرد مکتب فاطمه زهرا سلام اللّه علیها

وقتی درست بنگریم، می بینیم شخصیت حضرت زینب سلام اللّه علیها، مثل حضرت زهرا سلام اللّه علیها است. در تاریخ آمده است: حضرت زهرا سلام اللّه علیها در مدینه، برای رهبر و امامش جان فشانی کرد و در دفاع از حق مولا، آن خطابه ها را داشت؛ حضرت زینب نیز در کوفه و شام این گونه سخن می گفت؛ گو این که حضرت علی علیه السلام لب به سخن گشوده است.

مصیبت های حضرت در حالی است که این ها مختار بودند، اما به مشیت الهی راضی بودند.

در خطبه ای که حضرت زینب سلام اللّه علیها در دروازه کوفه بیان کردند، کار به جایی رسید که حضرت سجاد علیه السلام برای عمه شان احساس خطر کردند. ببینید یک وقت کسی را به جایی دعوت می کنند، که همه چیز برای او آماده است، اما یک وقت زینب در جایی سخن می گوید که کوفیان لباس نو پوشیده، شهر را چراغانی کرده و آمده اند به هم تبریک بگویند، نه این که سخنرانی یک زن کتک خورده را بشنوند. بعد حضرت با توجه به چنین فضا و شرایطی سخنرانی می کند، که در همان جا چنان تحولی بر مردم کوفه عارض شد که حتی نزدیک بود بر ابن زیاد بشورند و حضرت سجاد علیه السلام در آن جا، در حالی که بر جان عمه اش می ترسید، فرمود: «عَمتی زینب انتِ بحمداللّه عالمة غیر مُعلمة و فَهِمَة غیر مُفَهمِة»؛

برخی این را دلیل بر عصمت زینب کبری گرفته اند؛ یعنی همان علم لدنی. برخی معتقدند که علم لدنی را خدا به معصومین عطا می کند. در جاهای دیگری هم سخنانی گفته شده، که دلیل بر همین معناست.

 



:: برچسب‌ها: زینب, شخصیت, حضرت زهرا, س, کوفه
تاريخ انتشار : جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

سیدناالاستاد مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) می‌فرمود:

 

خیلی‌ها اصلاً بعد از مرگ نمی‌فهمند که چطور شده است! مدّت‌ها باید بگذرد تا بفهمند مُرده اند، لذا دفعتاً می‌بیند صحنه عوض شد.

آنهایی که می‌دیدند الآن اینجا نیستند و اینهایی که اینجا هستند اینها نمی‌شناسد. نه اینجا را می‌شناسند و نه افراد را می‌شناسند. بعد از مدّت‌ها

تازه می‌فهمند مُرده اند.

لذا اینکه در قبر به این مُرده می‌گویند «أنّ الموت حقٌّ» یعنی تو مُردی بدان این مرگ حق است، ما هم می‌میریم. این را برای دیگران نمی‌گویند

که موعظه باشد، چون این تلقین میّت مستحب است ولو هیچ کس هم نباشد و فقط آن مُلقِّن باشد.

باید به این بیچاره گفت این حالتی که به تو دست داده حالت موت است. بدان این مرگ حق است «حقٌّ» یعنی «موجودٌ»، حق در نظام عالَم ثابت

است، مرگ در نظام عالم ثابت است، پیش از تو هم مُرده اند بعد از تو هم می‌میرند و تو الآن مرده‌ای «أنّ الموت حقّ».

به ما هم که گفتنه اند شما شب‌های جمعه یا غیر جمعه در فرصت‌های مناسب حالا اختصاصی به روز و شب جمعه ندارد بروید قبرستان،چرا که

قبرستان مدرسه است. بسیاری از ماها نمی‌دانیم اصلاً قبرستان رفتن برای آ‌ن درس‌گیری است خیال می‌کنیم برای آمرزش اموات است البته

آمرزش اموات و موعظه هم در آن هست. 

حضرت آیت الله جوادی آملی، درس اخلاق 91/8/4

 



:: برچسب‌ها: مرگ در کلام آیت الله جوادی, أنّ الموت حقٌّ, آیت الله جوادی آملی, علامه حسن زاده آملی, تلقین
تاريخ انتشار : یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

جایگاه حضرت زینب سلام اللّه علیها در روایات:

زنان بزرگ تاریخ اسلام، جایگاه ویژه ای نزد اهل بیت علیهم السلام دارند. مرحوم شیخ بهائی می نویسد: دختر امیر مؤمنان علیه السلام متولد شد. حضرت صدیقه طاهره سلام اللّه علیها دختر را در دامن علی علیه السلام گذاشت و گفت: نام این نوزاد را بگذار. امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند؛ «واللّه من در نام گذاری فرزندانم بر رسول خدا صلی اللّه علیه و آله پیشی نمی گیرم»؛ پیغمبر در سفر بودند، دو روز بعد که آمدند، حضرت زهرا سلام اللّه علیها بچه را به بابا دادند؛ آن گاه پیغمبر فرمودند: «واللّه در نام گذاری خودت و بچه هایت بر خدا پیشی نگرفتم.» جبرئیل وارد شد، رسول خدا صلی اللّه علیه و آله لحظاتی با جبرئیل مشغول سخن شد و بعد از چندی پیغمبر صلی اللّه علیه و آله به فاطمه و علی علیه السلام رو کرده و گریه شدیدی نمودند و بعد چندین بار تکبیر گفتند. حضرت فاطمه سلام اللّه علیها می فرمایند: «به پدرم گفتم: بابا چرا تکبیر می گویی؟» پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمودند: «به خاطر نامی که خدا برای این دختر قرار داد»؛ و گفتند: «زین اب»، که بر اثر کثرت استعمال به «زینب» معروف شد.

 

البته همان جا پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: «علی ، خودش زینت اهل دنیاست، اما این دختر به جایی می رسد که زینت پدر می شود.»

 

حضرت زهرا سلام اللّه علیها سپس می پرسند: «بابا جان، اگر این است، برای چه گریه می کنی؟» حضرت فرمودند: «از خدا اجازه گرفتم که به او کنیه بدهم.» فاطمه سلام اللّه علیها پرسید: «کنیه دخترمان چیست؟» پیغمبر در حالی که گریه می کرد، فرمود: «ام المصائب».



:: برچسب‌ها: زنان بزرگ تاریخ اسلام, جایگاه, اهل بیت, نام گذاری, زینب
تاريخ انتشار : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99
بسم الله الرحمن الرحیم ...تا من می‏ آیم حرفی بزنم، می‏گوید: پشت سر مردم حرف نزن! این کار حرام است عزیز من!

تا می‌خواهم کاری انجام دهم، سنگ جلوی پایم می‏ اندازد، ولی سنگ‏ هایش، سنگ‏ های الهی است.

پاپیچم می‏ شود ولی برای این است که من خلافی را مرتکب نشوم.

آیا با این آدم رفاقت می‌کنی یا با کسی که خودش خوب است و کاری به کار تو ندارد؟!

خودت می‌فهمی که این رفاقت هر چند که سنگ‌اندازی دارد، ولی به نفع تو است. این موجب نشود که تو رابطه‏ ات را با او قطع کنی.

.. دوستی باید فی الله باشد، یعنی برای انجام دستورات خدا باشد وگرنه ضرر دارد.

علی(علیه‌السلام) می‌فرماید: «أحبِب فِی اللهِ مَن یُجَاهِدُکَ عَلَی صَلاحِ دِینٍ»؛ کسی که برای نفع دینت با تو کلنجار می‏رود را در راه خدا دوست بدار!

«وَ یَکسِبُکَ حُسنَ یَقِینٍ». و کسی را دوست بدار که باعث می‌شود یقین نیکو پیدا کنی! البتّه این قسمت مربوط به جنبه‏ های درونی است.

یعنی او کاری می ‏کند که تو را از نظر بعد معنوی و پیوند الهی درست می‏ کند، یقینت را محکم می‌کند.

کلنجار رفتنش موجب نشود که دوستی بر محور الهی شما ضربه بخورد. برخوردهای ظاهری با خواسته‏ های نفسانی نمی ‏سازد.



:: برچسب‌ها: حرام, رفاقت, سنگ اندازی, نفع دین, پیوند الهی
تاريخ انتشار : پنجشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

...اساساً روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد ، و روح که کوچک شد تن آسایش پیدا می کند...


و اذا کانت النفوس کبارا                            تعبت فی مرادها الاجسام

می گوید وقتی که روح بزرگ شد، جسم وتن چاره ای ندارد جز آن که به دنبال روح بیاید ، به زحمت بیفتد و ناراحت شود.

روح کوچک به دنبال خواهش های تن می رود ، هر چه را تن فرمان بدهد اطاعت می کند. روح کوچک به دنبال لقمه برای بدن می رود ، اگرچه از راه دریوزگی و تملق و چاپلوسی باشد. روح کوچک دنبال پست و مقام می رود ، ولو با گرو گذاشتن ناموس باشد.

روح کوچک تن به هر ذلت و بدبختی می دهد ، برای اینکه می خواهد در خانه اش مبل یا فرش داشته باشد ، آسایش داشته باشد ، خواب راحت داشته باشد.


...روح وقتی بزرگ شد ، خواه ناخواه باید در روز عاشورا سیصد زخم به بدنش وارد شود. آن تنی که در زیر سم اسب ها لگدمال می شود ، جریمه ی یک روح بزرگ را می دهد ، جریمه حق پرستی را می دهد ، جریمه روح شهید را می دهد.

حماسه حسینی جلد ۱

 



:: برچسب‌ها: روح, جسم, تملق, تن, حماسه حسینی
تاريخ انتشار : شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

ویژگی های سیرتی پیامبر


ویژگی های سیرتی ایشان از او پیامبری وارسته ساخت چنانچه قرآن درباره او می فرماید:

“انک علی خلق غظیم”

ای پیامبر همانا تو دارای سیرت اخلاقی بزرگ هستی

بنابراین آنچه حضرت را از دیگران متمایز می ساخت و در چشم ها بزرگ جلوه می کرد و دوستان را مجذوب او و دشمنان را مرعوب او می ساخت سیرت و منش اخلاقی پیامبر بود. محمد سالها پیش از انکه به پیامبری مبعوث شود در جامعه ای که قتل و قارت سنت شده و تجاوز به اموال دیگران شجاعت بود در میات اشنا و بیگانه به “امین” معروف شده بود. راستی و درستی محمد زبانزد همگان بود و پس از بعثت دشمنان اسلام همه تهمت ها را به او داداند بجز خیانت و دروغگویی.

یکی از بارزترین ویژگی های پیامبر داشتن شرح صدر بود. خداوند در مورد این ویژگی پیامبر در قرآن کریم می فرماید:

“الم نشرح لک صدرک”

آیا ما سینه تو را گشاده نساختیم و به تو شرح صدر ندادیم

 



:: برچسب‌ها: سیرت, اخلاق, منش, شجاعت, شرح صدر
تاريخ انتشار : دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99


گزیده ای از سخنان امام رضا علیه السلام


ده خصلت مسلمان:


امام رضا علیه السلام ميفرمايد: عقل هيچ مسلماني به کمال نمي رسد مگر اينکهاين چند خصلت و صفت در او جمع باشد.اندک نيکي ديگران را زياد بشمرد، اما نيکي زياد خويش را دست کم گيرد.هر چه از او حاجت خواهند دلتنگ نشود.در طول زندگي اش از دانش طلبي خسته و ملول نگردد.تهيدستي در راه خدا را به ثروتمندي ترجيح دهد.خوار شمرده شدن به خاطر اجراي احکام خدا از عزت نزد دشمن خدا در نظرش محبوبتر باشد.گمنامي را از شهرت و نام آوري بيشتر بخواهد.هيچ کس را نبيند جز آنکه گويد او از من بهتر و با تقواتر است.



:: برچسب‌ها: عقل, مسلمان, کمال, حاجت, احکام
تاريخ انتشار : چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

شفاعت حضرت معصومه (س)


 بالاترین جایگاه شفاعت، از آن رسول گرامی اسلام است که در قرآن کریم، از آن به مقام محمود تعبیر شده است. همین طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده ای دارند که بسیار وسیع و جهان شمول است و می تواند همه اهالی محشر را فرا گیرد. این دو بانوی عالی قدر، صدیقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفیعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همین بس که شفاعت، مهریه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پیک وحی طاقه ابریشمی از سوی پروردگار آورد که در آن، جمله خداوند مهریه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد، این حدیث از طریق اهل سنت نیز نقل شده  است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگی شفاعت، هیج بانویی به شفیعه محشر، حضرت معصومه (س) نمی رسد. بر همین اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: با شفاعت او، همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند.



:: برچسب‌ها: شفاعت, مقام, محشر, شفیعه, شیعیان
تاريخ انتشار : جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

نشانه اى از امامت امام حسن عسكرى (ع )

((ابـوهاشم جعفرى )) مى گويد: از تنگى و فشار زندان و دشوارى كُند و زنجير (كه در زنـدانـهـاى

بـنـى عبّاس مبتلا بودم ) به امام حسن عسكرى (عليه السلام ) شكايت كردم ، در نامه اى براى

من نوشت :

((تو همين امروز ظهر، نماز ظهر را در خانه خودت مى خوانى .))

هـمـانـگـونـه كـه فـرمـوده بـود، هـنـگـام ظـهـر مـرا از زنـدان آزاد كـردند و نماز ظهر را در مـنـزل

خـودم خواندم و من از نظر مخارج زندگى در فشار و تنگدستى بسر مى بردم و مى خـواسـتـم در

نـامـه اى كـه براى آن حضرت نوشتم ، از او بخواهم كه كمك مالى كند ولى شرم كردم آن را

بنويسم لذا به خانه ام رفتم ، آن حضرت صد دينار براى من فرستاد و به من نوشت :

((هـرگـاه نياز پيدا كردى شرم و ملاحظه نكن ، آن را از ما بخواه كه به خواست خدا، آنچه بخواهى

به تو خواهد رسيد.))

و روايات در اين راستا، بسيار است كه براى رعايت اختصار به همين مقدار بسنده مى شود.

ساير خصوصيّات آخر عمر امام حسن عسكرى (عليه السلام )

حـضـرت ابـومـحـمـّد امـام حـسـن عـسـكـرى (عـليـه السـلام ) در اوّل مـاه ربـيـع الاوّل سـال 260

هـجـرى ، بـيـمـار شـد و در روز جـمعه هشتم همين ماه در همين سـال ، وفـات يـافـت ، او

هـنـگـام وفات ، 28 سال داشت و جسد مطهّر او را در ((سامرا)) در خانه خود كنار قبر پدر

بزرگوارش ، به خاك سپردند.

پـسـرش حـضـرت مـهـدى مـنـتـظـر (اَرْواحـُنـا لَهُ الفـِداءِ) را كـه امـيـد جـهـانـيـان بـراى تشكيل

حكومت حقّ جهانى است ، بجاى گذارد.

 

 



:: برچسب‌ها: نشانه, امام حسن عسکری, نمازظهر, دینار, روایات
تاريخ انتشار : یکشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

امام حسین علیه السلام و عاشورا


نهضت عاشورا به مانند انقلابی بزرگ، با هدف احیای احکام دین و زدودن انواع انحرافات دینی و سیاسی در سال 61 ه به رهبری حسین بن علی علیه السلام به وقوع پیوست. آن حضرت وقتی اساس اسلام را در خطر دید، همراه یاران اندک ولی باایمان خود، به مبارزه با یزید و سپاه سنگ دل او برخاست و کربلا را در روز دهم محرم سال 61 ه به صحنه درگیری حق و باطل و روز جان بازی و فداکاری در راه دین و عقیده تبدیل ساخت؛ به گونه ای که دامنه تأثیر آن تا ابدیّت کشیده شد و چنان در عمق دل ها اثر گذاشت که همه ساله عاشقان حقیقت، دهه محرم و به ویژه روز عاشورا را روز اظهار ارادت به اسوه جهاد و آزادگی و شهادت قرار می دهند و به بزرگ داشت خاطره این حادثه مهم تاریخ بشر می پردازند.



:: برچسب‌ها: نهضت عاشورا, احکام, دین, حسین بن علی, کربلا
تاريخ انتشار : سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

دوره امامت امام حسین علیه السلام


به دنبال شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام در سال پنجاه هجری، دوره امامت امام حسین علیه السلام شروع شد و تا سال 61 ه ادامه یافت. جامعه اسلامی در این دوره گرفتار حکم رانانی بود که به تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین الهی می پرداختند. امام حسین علیه السلام در فرصت هایی که پیش می آمد، اعمال حکومت را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده امیدوار می ساخت و برای حفظ اساس حکومت اسلامی و جلوگیری از پراکندگی صفوف مسلمانان، در بسیاری از موارد علی رغم مشاهده بسیاری از نارسایی ها دندان به جگر می نهاد و صبر پیشه می کرد. چون نوبت به حکومت یزید رسید و مسئله بیعت او مطرح شد، امام حسین علیه السلام به دلیل شناختی که از شخصیت یزید داشت، به زمامداری او بر جامعه اسلامی راضی نشد و علیه او قیام کرد و در این راه به شهادت رسید.



:: برچسب‌ها: امامت, شهادت, جامعه اسلامی, قوانین الهی, یزید
تاريخ انتشار : پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ |
نوشته شده توسط : حیدری 99

امام حسین در دوره امامت امام حسن علیه السلام

 
امام حسن مجتبی علیه السلام پس از شهادت علی علیه السلام در سال چهلم هجری، به مدت ده سال امامت کردند. در طول این دوران امام حسین علیه السلام همانند یاری مخلص و سربازی وفادار از آن حضرت پیروی می کردند و در تمام پیشامدها در کنار برادر بودند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: «امام حسین علیه السلام برای احترام و تجلیل منزلت برادرش امام حسن علیه السلام ، حتی در راه رفتن هرگز جلوتر از آن حضرت راه نرفت و در سخن گفتن بر او پیشی نگرفت.»



:: برچسب‌ها: حسن مجتبی, شهادت, پیشامد, امام صادق, ع
تاريخ انتشار : شنبه بیستم دی ۱۳۹۳ |