نوشته شده توسط : حیدری 99

بسم الله الرحمن الرحیم

امام صادق(ع) فرمود: "یکره السواد إلاّ فی ثلاثة الخفّ و العمامة و الکساء؛

پوشیدن لباس سیاه مکروه است، مگر در سه مورد: کفش سیاه‌، عمامه سیاه و عبا یا قبای سیاه".


امام صادق(ع) فرمود که پیامبر(ص) فرمود: "لباس سفید بپوشید که بهتر و پاکیزه تر است و مردگان را با پارچة سفید کفن کنید".

پوشیدن چادر مشکی چون داخل در عنوان "ردا" است و بر اساس روایات "ردا" اگر سیاه باشد کراهت ندارد،‌ از این رو پوشیدن چادر سیاه برای زنان مانعی ندارد و کراهت هم ندارد،‌ به اضافه این که چادر مشکی چون جذابیت و تحریک کننده‌گی ندارد،‌ مفسده ای بر آن مترتب نمی‌‌شود.

اما این که چرا مردم در مصیبت ها و عزاداری ها لباس سیاه بر تن می کنند یا پرچم های سیاه برپا می نمایند، به خاطر این است که رنگ سیاه، شاد نیست. از این رو با مصیبت زدگی هماهنگ است. این مسئله نه تنها میان ما ایرانیان و مسلمانان بلکه در کشورهای دیگر نیز رائج است و جزء سنّت ها و فرهنگ های کشورها است.
در مورد پوشیدن لباس سیاه در مصیبت و عزای ائمه مخصوصاً حضرت اباعبدالله الحسین(ع) نه تنها کراهت ندارد،‌ بلکه چون از مصادیق تعظیم شعایر اسلامی است و باعث زنده نگه داشتن اهداف امام حسین(ع) می باشد،‌ دارای ثواب و اجر الهی است. بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی در روز عاشورا قبای سیاه بر تن می‌کردند.
از فرزند امام سجاد(ع) نقل شده که وقتی امام حسین(ع) به شهادت رسید،‌ زن های بنی هاشم لباس سیاه و خشن پوشیدند و از گرما و سرما شکوه نمی کردند و علی‌بن‌الحسین(ع) برای آنان طعام درست می کرد.
بنابراین در پوشیدن لباس سیاه برای عزای امام حسین(ع)، هم چنین غذا دادن به عزاداران مورد تأیید امام سجاد(ع) بوده است. تأیید امام دلیل بر جواز بلکه بر رجحان آن است.



:: برچسب‌ها: احکام لباس مشکی, کراهت لباس مشکی, موارد استثنا لباس مشکی, لباس عزای امام حسین, ع
تاريخ انتشار : شنبه دهم آبان 1393 |
نوشته شده توسط : حیدری 99
  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

وقتي كه در كوفه اعلام كردند كه همه بايد به جنگ حسين‏ (ع) بروند شخصي به كوفه آمده بود تا قرضش را بگيرد و برگردد.

به او گفتند: چه كار داري، گفت: آمده ‏ام طلبم را بگيرم،

ديدند كه اگر او را بكشند، هيچ دردسري به‌وجود نمي‏ آيد. چون كوفه مثل بيشتر شهرهاي آن زمان، قبيله‏ اي بود هر كس را مي‏ كشتند با قبيله او درگير مي‏ شدند و اين شخص نه قبيله‏ اي داشت و نه پشتيباني، لذا او را كشتند و جسدش را به ديوار شهر كوفه آويزان كردند و گفتند؛ هركس به جنگ با حسين (ع) نرود چنين سرنوشتي دارد.

دقت كنيد اين‌ها يك نفر را كشتند ولي همه ترسيدند. يعني اسلحه‏ ها بيش از آن كه بكشد، ترس را به دل كوفيان مي‏ اندازد و در حكمت حسيني اين مسئله خوب روشن شده است كه قدرت و آبروي اسلحه‏ ها تا حدّ ترساندن است، ولي وقتي بريدند معلوم مي‏ شود قدرتي ندارند.

...يزيد نفهميد كه پدرش - معاويه- چگونه اين همه مدت حكومت كرد، معاويه با برق اسلحه‏ ها حكومت كرد، ولي يزيد اسلحه‏ ها را به كار انداخت و كار خود را خراب كرد و يا بگو حسين (ع) شرايط را مساعد ديد و يزيد را از تعادل خارج كرد و لذا او را مجبور كرد تا اسلحه‏ هايش را به كار اندازد.

كربلا و بي‏رمقي اسلحه‌ها
 در نهضت حسيني، ديگر اسلحه ‏هاي دشمن، قدرت حكومت ندارند، چون دشمنِ حسين (ع) نمي‏ تواند آن‌ها را از دور نشان دهد و رعب ايجاد كند، بلكه اين تن اصحاب كربلاست كه خود را به اسلحه ‏ها مي‏ زنند تا روشن شود آن وقت كه انسان خود را به خدا باخته باشد، چقدر اسلحه ‏ها بي رمقند!

آري وقتي انسان از بي معنايي خود نگران شد، ديگر برق اسلحه ‏هاي از دور به نمايش در آمده، نمي‏ توانند او را در ساية بي معناي ترس، پوچ و بي معنا كنند، بلكه فرياد بر مي‏ آورد «فَياسُيُوفُ خُذيني» اي شمشيرها مرا بگيريد.

برگرفته از کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها(استاد طاهرزاده)



:: برچسب‌ها: نهضت حسینی, کوفه, اسلحه ها, یزید, مبارزه باپوچی
تاريخ انتشار : شنبه دهم آبان 1393 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

هر پدرى را كه بشارت به ولادت فرزند دادند، شاد و حرم گرديد، جز على بن ابى طالب (ع ) كه ولادت هر يك از اولاد او سبب حزن او گرديد.
در روايت است كه چون حضرت زينب متولد شد، اميرالمؤ منين (ع ) متوجه به حجره طاهره گرديد، در آن وقت حسين (ع ) به استقبال پدر شتافت و عرض كرد: اى پدر بزرگوار! همانا خداى كردگار خواهرى به من عطا فرموده .
اميرالمؤ منين (ع ) از شنيدن اين سخن بى اختيار اشك از ديده هاى مبارك به رخسار همايونش جارى شد. چون حسين (ع ) اين حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد، بشارت مبدل به مصيبت و سبب حزن و اندوه پدر گرديد، دل مباركش ره درد آمد و اشك از ديده مباركش بر رخسارش جارى گشت و عرض كرد((بابا فدايت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گريه مى كنيد، سبب چيست و اين گريه بر كيست ؟))
على (ع ) حسينش را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود((نور ديده ! زود باشد كه سر اين گريه آشكار و اثرش نمودار شود.))كه اشاره به واقعه كربلا مى كند. همين بشارت را سلمان به پيغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گرديد. 

نویسنده : مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: بشارت, حضرت زینب, گریه, علی
تاريخ انتشار : پنجشنبه هشتم آبان 1393 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س )، حسين (ع ) كه در آن هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص ) آمد و عرض كرد((خداوند به من خواهرى عطا كرده است )).
پيامبر(ص ) با شنيدن اين سخن ، منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع ) پرسيد((براى چه اندوهگين و گريان شدى ؟)).
پيامبر(ص ) فرمود((اى نور چشمم ، راز آن به زودى برايت آشكار شود.))
تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص ) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص ) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض ‍ كرد((اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع ) گردد و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد.))
پيامبر (ص ) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س ) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س ) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص ) بخشى از بلاها و مصايبى را كه بر زينب (س ) وارد مى شود، براى زهرا(س ) بيان كرد.
حضرت زهرا (س ) پرسيد((اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب (س ) گريه كند كيست ؟ پيامبر اكرم (ص ) فرمود((پاداش او همچون پاداش كسى است كه براى مصايب حسن و حسين (ع ) گريه مى كند))

نویسنده : مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: جبرئیل, گریه, زینب, حسین
تاريخ انتشار : پنجشنبه هشتم آبان 1393 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

درست ترين گفتار آن است كه سيدتنا زينب كبرى (س ) در پنجم ماه جمادى الاولى سال پنجم هجرى به دنيا آمده ، و تربيت و پرورش ‍ آن دره يتيمه و مرواريد گرانبها و بى مانند در كنار پيغمبر اكرم (ص ) بوده ، و در خانه رسالت راه رفته ، و از پستان زهراى مرضيه (س ) شير وحى مكيده ، و از دست پسر عموى پيغمبر، اميرالمؤ منين (ع ) غذا و خوراك خورده و نمو نموده ، نمو قدسى و پاكيزه ، و با سعادت و نيكبختى ، و پرورش يافته پرورش روحانى و الهى ، و به جامه هاى عظمت و بزرگى به چادر پاكدامنى و حشمت و بزرگوارى پوشيده شده ، و پنج تن اصحاب كساء به تربيت و پرورش و تعليم و آموختن و تهذيب و پاكيزه گردانيدن او قيام نموده و ايستادگى داشتند، و همين بس است كه مربى و مؤ دب و معلم او ايشان باشند.

 

نویسنده : مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: ولادت, حضرت زینب, پرورش, مرتضی فروتن تنها
تاريخ انتشار : پنجشنبه هشتم آبان 1393 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

عليا حضرت زينب ، نخستين دخترى است كه از فاطمه (س ) به دنيا آمده ، و او پس از امام حسن و امام حسين (ع ) بزرگترين فرزندان فاطمه (س ) بوده ، و نيز گفته اند: دليل بر آن است كه راويان حديث و بيان كنندگان اخبار در ايام اضطهار - يعنى روزگار غلبه و چيرگى ظلم و ستم ستمگران بر مؤ منين - هر گاه مى خواستند از اميرالمؤ منين على (ع ) روايتى نقل كنند مى گفتند: اين روايت از ابى زينب است ، و اينكه اميرالمؤ منين (ع ) را به اين كنيه مى ناميدند، براى آن است كه زينب كبرى (س ) پس از امام حسن و امام حسين - عليهماالسلام - بزرگترين فرزندان آن حضرت بوده ، و اميرالمؤ منين (ع ) نزد دشمنانش به اين كنيه معروف نبوده است .

نویسنده : مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: فرزند, فاطمه, امام حسین, حسن
تاريخ انتشار : شنبه سوم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

هنگامى كه زينب (س ) متولد شد، مادرش حضرت زهرا (س ) او را نزد پدرش اميرالمؤ منين (ع ) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذارى كنيد!
حضرت فرمود: من از رسول خدا جلو نمى افتم .
در اين ايام حضرت رسول اكرم (ص ) در مسافرت بود. پس از مراجعت از سفر، اميرالمؤ منين على (ع ) به آن حضرت عرض كرد: نامى را براى نوزاد انتخاب كنيد.
رسول خدا (ص ) فرمود: من بر پروردگارم سبقت نمى گيرم .
در اين هنگام جبرئيل (ع ) فرود آمده و سلام خداوند را به پيامبر(ص ) ابلاغ كرده و گفت :
نام اين نوزاد را ((زينب )) بگذاريد! خداوند بزرگ اين نام را براى او بر برگزيده است .
بعد مصايب و مشكلاتى را كه بر آن حضرت وارد خواهد شد، بازگو كرد. پيامبر اكرم (ص ) گريست و فرمود: هر كس بر اين دختر بگريد، همانند كسى است كه بر برادرانش حسن و حسين گريسته باشد.

نویسنده : مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: نامگذاری, زینب, خدا, پیامبر, اسم
تاريخ انتشار : پنجشنبه یکم اسفند 1392 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

زينب كبرى (س ) روز پنجم جمادى الاول سال 5 يا 6 هجرت در مدينه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزيز، به گوش رسول خدا (ص ) رسيد. رسول خدا (ص ) براى ديدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س ) آمد و به دختر خود فاطمه (س ) فرمود: ((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برايم بياور تا او را ببينم )).

فاطمه (س ) نوزاد كوچكش را به سينه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پيامبر (ص ) فرزند دلبند زهراى عزيزش را در آغوش كشيده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشك ريختن كرد. فاطمه (ص ) ناگهان متوجه اين صحنه شد و در حالى كه شديدا ناراحت بود از پدر پرسيد: پدرم ، چرا گريه مى كنى ؟! رسول خدا (ص ) فرمود: ((گريه ام به اين علت است كه پس از مرگ من و تو، اين دختر دوست داشتنى من سرنوشت غمبارى خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت كه او با چه مشكلاتى دردناكى رو به رو مى شود و چه مصيبتهاى بزرگى را به خاطر رضاى خداوند با آغوش باز استقبال مى كند)).

در آن دقايقى كه آرام اشك مى ريخت و نواده عزيزش را مى بوسيد، گاهى نيز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومى كه بعدها رسالتى بزرگ را عهده دار مى گشت خيره خيره مى نگريست و در همين جا بود كه خطاب به دخترش فاطمه (س ) فرمود: ((اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ، هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند)).

نویسنده: مرتضی فروتن تنها



:: برچسب‌ها: زینب, گریه, پیامبر, حضرت
تاريخ انتشار : چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1392 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

اگر دوره آخرالزمان را دوره سلطه فرهنگ شيطاني بناميم، سخن به گزاف نگفته ايم؛ دوره اي که شاخص عمومي جهت گيري ها و حرکت ها به سمت اهداف، منويات و برنامه هاي شيطاني است. چند قرني است، شعار « خدا مُرد» نيچه سرلوحه برنامه ريزي ها و استراتژي ها شده است؛ اما در اين ميان برخي از خلقيات و رفتارهاست که بيش از ديگر رفتارها و منش ها مورد اقبال و توجه قرار گرفته است. در اينجا نگاهي اجمالي به دنياي اطراف خود مي اندازيم:

 



تاريخ انتشار : جمعه هجدهم آذر 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

تاریخ رسمی اسلام، بر پایه گردش ماه استوار است که در اصطلاح تاریخ هجری قمری نامیده می شود. رویدادهای تاریخی، برنامه های عبادی، قراردادهای حقوقی و... با این تاریخ محاسبه می شود.
اما از دیرباز، تاریخ ایران زمین بر میزان گردش خورشید پایه گذاری شده است. و چون گردش و چرخش کره زمین به دور خورشید از ثبات بیشتری برخوردار است امروزه استوارترین تاریخ ها را بر پایه گردش خورشید (در واقع زمین) محاسبه می کنند.
از ره گذر پژوهش در تطبیق تاریخ هجری قمری بر تاریخ هجری شمسی و بالعکس، نکته های زیبا، جالب و دل نشینی فراهم می آید که در خور اندیشه است.

تاريخ انتشار : چهارشنبه شانزدهم آذر 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

سلام دوستان عزیز  به وبلاگ شجره طیبه ی طرح صالحین مسجد

سیدالشهدا کاشان  خوش آمدید

دوستان عزیز از این به بعد به سایت ما بیایید و نظرات خودتان را

بدهید ما منتظر شما در سایت هستیم

ورود به سایت ما


تاريخ انتشار : سه شنبه هشتم آذر 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها
سال 1339 در روستاي "دره مراد بيگ "در استان همدان به دنيا آمد. او در خانواده‌اي مذهبي و معتقد به اسلام بزرگ شد به گو نه ای که ازکودکی عشق به اسلام و ولايت پذیری از پیامبررحمت(ص) وائمه اطهار (ع) در وجودش موج می زد.
کودکي را که پشت سر گذاشت ,تحصيلات ابتدايي را شروع کرد با موفقیت در این دوره ,وارد مقطع تحصیلات راهنمایی شد. دراین دوره هم یکی از دانش آموزان شاخص بود.
در مدرسه راهنمایی بود که او با شخصیت امام خمینی (ره)و نهضت الهی او بر علیه حکومت پهلوی آشنا شد.ازآن لحظه به بعد او هیچگاه از مبارزات و وقايع پر شور انقلاب کنار نبود. با سن کمی که داشت در تظاهرات و مبارزاتی آن روز مردم ایران خیابان به خیابان وکوچه به کوچه برعليه طاغوت داشتند,شرکت مي‌کرد
تاريخ انتشار : پنجشنبه سوم آذر 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها

رسید پشت جاده آسفالته زرباطیه به بدره. حالا خط سوم عراق را هم رد کرده بود . نشست پشت یک سنگر عراقی لب جاده و داشت زیر نور چراغ ، خودروهای عراقی ، کروکی دقیق سنگرها ، امکانات و مسیرهای تردد دشمن را می نوشت که سرو کله یک ستوان عراقی پیدا شد. از کلت کمریش شناخت که باید مسئول محور باشد. قیافه اش را خوب برانداز کرد و برگشت. عملیات رو به پایان بود ، گردانها تمام اهدافشان را گرفته بودند و گروه اسرا را به عقب تخلیه می کردند که علی آقا رسید و چشمش افتاد به همان ستوان عراقی!
دست گذاشت روی شانه ی او ، بهش فارسی تفهیم کرد که هفت شب پیش ساعت 2 شب یه سری به خط سوم پشت جاده آسفالت کنار شهرک بکسایه با جیپ اومدی و خیلی زود رفتی و ...
هر چی علی آقا اطلاعات دقیق تر می داد ، چشمان افسر عراقی گردتر میشد. اسیر عراقی متعجب پرسید :« این وقت که میگی ، شما کجا بودین ؟» علی آقا گفت : « شش متری شما ، کنار سنگر فرماندهی !»
راوی : همرزم شهید
تاريخ انتشار : پنجشنبه سوم آذر 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها


:: موضوعات مرتبط: ويديو
تاريخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 |
نوشته شده توسط : مرتضی فروتن تنها


شهادت توفیق الهی و مایه ی برکت و عروج برتر است (۱۳۹۰/۰۸/۲۵ - ۰۹:۴۷)
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پیامی با گرامیداشت یاد شهدای سازمان جهاد خود کفایی سپاه پاسداران، خصوصا سردار سرلشکر حسن مقدم خاطر نشان کردند: محصول تلاشهای این عناصر ممتاز، هم اکنون در اختیار مردان جهاد است و تربیت شدگان آن مجموعه، از کفایت لازم برای ادامه ی آن خط نورانی برخوردارند.

تاريخ انتشار : یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 |